Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی مثل

تلفظ بین المللی : /bˈimsal/ تلفظ :‌ [b'imsal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بی مثلی
  • بی مالا
  • بی مال
  • مال بی صاحب
  • مال مفت و دل بی رحم
  • بی مآل
  • پایگاه هوایی میلتاون مال بی
  • بیمثل
  • بمثل دراوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی مثل. [ م ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مثل «عربی » ) بی مانند و بی شبه و بی نظیر. ( ناظم الاطباء ). بی جفت. بی همتا. بی شبه. بی بدیل : مروارید بی مثل ؛ در یتیم. ( یادداشت مؤلف ) : سپاس از خداوند بی مثل بیچون که با طالع سعد و با بخت میمون.سوزنی.چنانکه در حسن صورت بی مثل بود. ( سندبادنامه ص 148 ).ترا از یار نگزیرد بهر کارخدایست آنکه بی مثل است و بی یار.نظامی.- بی مثل و مانند ؛ بی شبه و نظیر : تعالی ...

فرهنگ فارسی

بی مانند و بی شبه و بی نظیر . بی جفت . بی همتا . بی شبه . بی بدیل مروارید بی مثل در یتیم .

مترادف و متضاد

بی‌مانند، بی‌همال، بی‌همتا، فرد، فرید


کلمات مرتبط

  • بی مثلی
  • بی مالا
  • بی مال
  • مال بی صاحب
  • مال مفت و دل بی رحم
  • بی مآل
  • پایگاه هوایی میلتاون مال بی
  • بیمثل
  • بمثل دراوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات