معانی کلمه : بی مال
لغت نامه دهخدا
( بی مآل ) بی مآل. [ م َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مآل ) بی انجام ، و در کاری گویند که عاقبت آن محمود نباشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بی انجام و در کاری گویند که عاقبت آن محمود نباشد .
مترادف و متضاد
propertyless (صفت)
بی خاصیت، بیمال
