معانی کلمه : بی مالی
لغت نامه دهخدا
بی مالی. ( ص مرکب ) فقر. نداشتن ثروت و مال. تهیدستی. ناداری :
شد ز بی مکسبی و بی مالی
ملک شه از مؤدیان خالی.
شد ز بی مکسبی و بی مالی
ملک شه از مؤدیان خالی.
فرهنگ فارسی
فقر . نداشتن ثروت و مال . تهیدستی . ناداری .
