Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی لجام

تلفظ بین المللی : /bi lˈedʒɑm/ تلفظ :‌ [bi l'edZAm]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بدلجام
  • بدلجامی
  • بینجامانیدن
  • بی
  • بِی
  • بی اب
  • بی اختیاری
  • بی ازار شیرازی عبدالکریم
  • بی اس ای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی لجام. [ ل ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + لجام = لگام ) بی لگام. بی افسار. || سرخود. یله و رها.
- آب بی لجام خورده بودن ؛ سر خود بار آمده بودن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بی لگام . بی افسار . یا سرخود . یله ور ها آب بی لجام خورده بودن سرخود بار آمده بودن .

مترادف و متضاد

unrestrained (صفت)
مطلق، نامحدود، ازاد، بی بند و بار، ناخوددار، بی لجام

reinless (صفت)
بی لجام

کلمات مرتبط

  • بدلجام
  • بدلجامی
  • بینجامانیدن
  • بی
  • بِی
  • بی اب
  • بی اختیاری
  • بی ازار شیرازی عبدالکریم
  • بی اس ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات