Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی عصمت

تلفظ بین المللی : /biʔsˈamat/ تلفظ :‌ [bi?s'amat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بی عصمت کردن
  • امامزاده بی بی عصمت
  • بی عصمتی
  • عظمت الله بن لطف الله بی خبر گرامی
  • بیعصمت
  • بیعصمتی
  • بی
  • بِی
  • بی اب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی عصمت. [ ع ِ م َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + عصمت ) ناپاک. زشتکار. آلوده به گناه. رجوع به عصمت و ترکیبات آن شود.

فرهنگ عمید

آن که از فسق و گناه پرهیز نکند، بی عفت، بی ناموس.

فرهنگ فارسی

ناپاک . زشتکار . آلوده به گناه

مترادف و متضاد

بی‌ناموس، بی‌عفت، غر، فاحشه، ناپاک، هرجایی ≠ عفیف، عفیفه


کلمات مرتبط

  • بی عصمت کردن
  • امامزاده بی بی عصمت
  • بی عصمتی
  • عظمت الله بن لطف الله بی خبر گرامی
  • بیعصمت
  • بیعصمتی
  • بی
  • بِی
  • بی اب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات