Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی سببی

تلفظ بین المللی : /bi sabˈabi/ تلفظ :‌ [bi sab'abi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی سبب
  • بیسبب
  • بیسبی اریزونا
  • فرودگاه بین المللی بیسبی داگلاس
  • فرودگاه شهری بیسبی
  • یواس اس بیسبی
  • بی
  • بِی
  • بی اب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی سببی. [ س َ ب َ بی ] ( حامص مرکب ) بیعلتی. بی دلیلی. بی برهانی :
سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد
که کام بخشی او را بهانه بی سببی است.
حافظ.

فرهنگ فارسی

بیعلتی ٠ بی دلیلی ٠ بی برهانی

کلمات مرتبط

  • بی سبب
  • بیسبب
  • بیسبی اریزونا
  • فرودگاه بین المللی بیسبی داگلاس
  • فرودگاه شهری بیسبی
  • یواس اس بیسبی
  • بی
  • بِی
  • بی اب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات