Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی زاد و رودی

تلفظ بین المللی : /bi zˈɑd vˈa ravˈadi/ تلفظ :‌ [bi z'Ad v'a Rav'adi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی زاد و رود
  • بی زاد و ولد
  • هیجان بی دلیل و زیاد
  • بی کم و زیاد
  • بی زاغ و زوغ
  • بی زاغ و زیغ
  • بی زاق و زوق
  • بی زاق و زیق
  • داد و بیداد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی زاد و رودی. [ دُ دی ] ( حامص مرکب ) بی نسلی. بی فرزندی.

فرهنگ فارسی

بی نسلی ٠ بی فرزندی ٠

کلمات مرتبط

  • بی زاد و رود
  • بی زاد و ولد
  • هیجان بی دلیل و زیاد
  • بی کم و زیاد
  • بی زاغ و زوغ
  • بی زاغ و زیغ
  • بی زاق و زوق
  • بی زاق و زیق
  • داد و بیداد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات