Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بی اندام کردن

تلفظ بین المللی : /bi ˈaːndˈɑm kˈardan/ تلفظ :‌ [bi 'a:nd'Am k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • اقدام کردن به کاری بی واهمه
  • بی اندام
  • انجام کار بی حساب و کتاب
  • کار بی عفتی انجام دادن
  • بی ای ای ابدان کالدرون
  • بهاندام
  • بداندام
  • این خرقه بیانداز
  • ویلیام بیاندا
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

mar (فعل)
ضایع کردن، معیوب کردن، صدمه زدن، اسیب رساندن، زیان رساندن، ناقص کردن، بی اندام کردن

mutilate (فعل)
اخته کردن، فلج کردن، معیوب کردن، تحریف کردن، ناقص کردن، بی اندام کردن، تحریف شدن

کلمات مرتبط

  • اقدام کردن به کاری بی واهمه
  • بی اندام
  • انجام کار بی حساب و کتاب
  • کار بی عفتی انجام دادن
  • بی ای ای ابدان کالدرون
  • بهاندام
  • بداندام
  • این خرقه بیانداز
  • ویلیام بیاندا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات