Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی اندام

تلفظ بین المللی : /bi ˈaːndˈɑm/ تلفظ :‌ [bi 'a:nd'Am]
فرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • بی اندام کردن
  • اندامگان بی هوازی
  • اقدام کردن به کاری بی واهمه
  • انجام کار بی حساب و کتاب
  • کار بی عفتی انجام دادن
  • الوا بی ادامز
  • جی بی ادامز
  • اویستر بی الاباما
  • گرند بی الاباما
فرهنگ عمیدفرهنگ معین

فرهنگ عمید

۱. قدوقامت زشت.
۲. بی تناسب، ناهموار.

فرهنگ معین

(اَ ) (ص مر. ) نامتناسب ، ناموزون .

کلمات مرتبط

  • بی اندام کردن
  • اندامگان بی هوازی
  • اقدام کردن به کاری بی واهمه
  • انجام کار بی حساب و کتاب
  • کار بی عفتی انجام دادن
  • الوا بی ادامز
  • جی بی ادامز
  • اویستر بی الاباما
  • گرند بی الاباما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات