Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی امیغ

تلفظ بین المللی : /bi ˈaːmiq1/ تلفظ :‌ [bi 'a:miq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی آمیغ
  • بی امید
  • بی آمرغ
  • بی امرغ
  • امیر بی گزند
  • بیآمیغ
  • بی
  • بِی
  • بی اب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( بی آمیغ ) بی آمیغ. ( ص مرکب ) روقه. مروق. ساده. صاف. خالص. ناب. صرف. محض. ( یادداشت بخط مؤلف ): بحت بحوته ؛ ساده و بی آمیغ گردید. باحت الماء؛ خورد آب را بی آمیغ چیزی. ( منتهی الارب ). و رجوع به آمیغ شود.

فرهنگ فارسی

( بی آمیغ ) روقه . مروق . ساده . صاف . خالص . ناب . صرف . محض .

کلمات مرتبط

  • بی آمیغ
  • بی امید
  • بی آمرغ
  • بی امرغ
  • امیر بی گزند
  • بیآمیغ
  • بی
  • بِی
  • بی اب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات