معانی کلمه : بی ادب
فرهنگ عمید
۱. بی دانش.
۲. بی فرهنگ.
۳. بی تربیت.
۴. گستاخ.
۲. بی فرهنگ.
۳. بی تربیت.
۴. گستاخ.
فرهنگ معین
(اَ دَ ) [ فا - ع . ] (ص مر. ) ۱ - بی دانش . ۲ - بی تربیت . ۳ - گستاخ ، جسور.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - بی دانش . ۲ - بی تربیت . ۳ - گستاخ جسور .
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
دُهُو ول؛ نَریمه رُسته
