Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بکم

تلفظ بین المللی : /bˈakm/ تلفظ :‌ [b'akm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • صم بکم
  • صم بکم نشستن
  • صم و بکم
  • البکم
  • بکمان ماکس
  • بکمال
  • بکمال و زیبایی رسیدن
  • ترکیب مواد بکمک نور
  • جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

بکم . [ ب َ / ب َ ک َ ] (ع مص ) گنگ گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). لال شدن .

بکم . [ ب َ ] (ع مص و حامص ) گنگی یا عجز بیان و بلاهت . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از غیاث ). بَکامة. (منتهی الارب ). ورجوع به بکامة شود. || گنگ و کر و کور پیدا شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). |...

فرهنگ عمید

گنگی.

ابکم#NAME?

= بقم: ◻︎ هرکه در دنیا شود قانع به کم / سرخ‌رو باشد به عقبی چون بکم (رشیدی: بکم).

= ابکم
گنگی.
= بقم: هرکه در دنیا شود قانع به کم / سرخ رو باشد به عقبی چون بکم (رشیدی: بکم ).

فرهنگ معین

(بَ کَ) ( اِ.) نک بقم .

(بَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) گنگ شدن . 2 - (اِمص .) گنگی .

(بُ) [ ع . ] ( اِ.) جِ ابکم ؛ گنگان ، لالان . ؛صم و ~کران و گنگان .

(بُ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ ابکم ، گنگان ، لالان . ،صم و ~کران و گنگان .
(بَ کَ ) ( اِ. ) نک بقم .
(بَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) گنگ شدن . ۲ - (اِمص . ) گنگی .

فرهنگ فارسی

بقم، گنگ شدن، گنگی
( اسم ) جمع ابکم گنگان لالان . یا صم و بکم . کران و گنگان کرو گنگ : ( صم و بکم نشسته است . )
بگم ٠ بقم چوبی باشد سرخ که رنگرزان بدان چیزها رنگ کنند و بقم معرب آنست بقم و چوبی سرخ که پشم و ابریشم بدان رنگ کنند بقم معرب آن ٠ بقم ٠

مترادف و متضاد

اسم ≠ گویا

الکن، گنگ، گنگی

الکن شدن، گنگ شدن

۱. الکن، گنگ، گنگی
۲. الکن شدن، گنگ شدن ≠ گویا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی بُکْمٌ: لالهامعنی بِکُم: به شمامعنی یُحَاطَ بِکُم: احاطه شدید (همه راهها به رویتان بسته شد)معنی مَا یَعْبَأُ بِکُمْ: به شما اعتنایی ندارد - نزد او قدر ومنزلتی ندارید -شما را باقی نمیگذارد (اصل "یَعْبَأُ "یا از ماده عبا گرفته شده که به معنای ثقل و سنگینی است که در آن صورت عبارت "مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ "به این معنی است که: شما نزد پروردگار من...معنی فَرَقْن...

کلمات مرتبط

  • صم بکم
  • صم بکم نشستن
  • صم و بکم
  • البکم
  • بکمان ماکس
  • بکمال
  • بکمال و زیبایی رسیدن
  • ترکیب مواد بکمک نور
  • جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات