Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بچش

تلفظ بین المللی : /bˈetʃeʃ/ تلفظ :‌ [b'etSeS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیگویش اصفهانی
  • بچشیین
  • بچشم
  • بچشم آمدن
  • بچشم آوردن
  • بچشم امدن
  • بچشم اوردن
  • بچشم خودبین
  • بچشم خوردن
  • بچشم داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیگویش اصفهانی

لغت نامه دهخدا

بچش. [ ب َ چ َ ] ( اِ ) نرمه و پرهای بینی. || سستی. || رنج. مشقت. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ) ( فرهنگ شعوری )( فرهنگ رشیدی ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بچس شود.

فرهنگ فارسی

نرمه یا پر های بینی یا سستی .

گویش مازنی

۱بچش ۲چشیدن جهت دریافت طعم مواد خاصه خورشت ها

/bachesh/ بچش - چشیدن جهت دریافت طعم مواد خاصه خورشت ها

گویش اصفهانی

تکیه ای: bečeš
طاری: vâčiš
طامه ای: bočiš
طرقی: vâčiš
کشه ای: vâčiš
نطنزی: vâčiš / bačeš


کلمات مرتبط

  • بچشیین
  • بچشم
  • بچشم آمدن
  • بچشم آوردن
  • بچشم امدن
  • بچشم اوردن
  • بچشم خودبین
  • بچشم خوردن
  • بچشم داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات