کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بچشم-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : بچشم داشتن
تلفظ بین المللی :
/bˈetʃeʃm dˈɑʃtan/
تلفظ :
[b'etSeSm d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شاید این کتاب (= معرفه) را داشته باشم .
اگر نمیتونم تو رو داشته باشم
بگذار دوستت داشته باشم
می توانم این بوسه را همیشه داشته باشم
بچشم
بچشم آمدن
بچشم آوردن
بچشم امدن
بچشم اوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بچشم داشتن. [ ب ِ چ َ / چ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) نظربند کردن. ( آنندراج ) :
چون کسی از چرخ بگریزد که مردم را بچشم
همچو ابروی بتان پیوسته می دارد بچشم.
حسن بیک رفیع.
و رجوع به چشم شود.
فرهنگ فارسی
نظر بند کردن .
کلمات مرتبط
شاید این کتاب (= معرفه) را داشته باشم .
اگر نمیتونم تو رو داشته باشم
بگذار دوستت داشته باشم
می توانم این بوسه را همیشه داشته باشم
بچشم
بچشم آمدن
بچشم آوردن
بچشم امدن
بچشم اوردن
نظرات