Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوس دادن

تلفظ بین المللی : /bˈuːs dˈɑdan/ تلفظ :‌ [b'u:s d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قهوه بو دادن
  • بو دادن
  • بوسه دادن
  • بوی بد دادن
  • بوی ناه دادن
  • بوی دادن
  • ذرت بو داده
  • مثل جن بو داده
  • به دادم برس رفیق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بوس دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بوسیدن : دوتایی شد و بر زمین بوس دادبخندید زو شاه و برگشت شاد.فردوسی.چو زد تیر بر سینه اشکبوس سپهر آن زمان دست او داد بوس.فردوسی.چو گودرز بنشست بر خاک طوس بشد پیش خسرو زمین داد بوس.فردوسی.برفتند و بر خاک دادند بوس فروماند بر جای پیلان و کوس.فردوسی.بر لاله کند سرخ گل افسوس همی نرگس گل را دست دهد بوس همی.منوچهری.من خدمت کردم بوس بر انگشتری دادم و پیش ملک نهادم. ( تاریخ ب...

فرهنگ فارسی

بوسیدن . یا بوسه دادن

کلمات مرتبط

  • قهوه بو دادن
  • بو دادن
  • بوسه دادن
  • بوی بد دادن
  • بوی ناه دادن
  • بوی دادن
  • ذرت بو داده
  • مثل جن بو داده
  • به دادم برس رفیق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات