Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بو دادن

تلفظ بین المللی : /bˈuː dˈɑdan/ تلفظ :‌ [b'u: d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضاد
  • قهوه بو دادن
  • ذرت بو داده
  • مثل جن بو داده
  • میان بودان
  • بوداده
  • اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
  • بودانه
  • پشت بدادن
  • ایگور بودان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بو دادن.[ دَ ] ( مص مرکب ) پراکندن رایحه. || بوی بد پراکندن. چس دادن. ( فرهنگ فارسی معین ). || برشته کردن تخمه ها و مغزها. ( غیاث ). برشته کردن و بریان کردن بادام و پسته و مانند آن. ( آنندراج ). حرارت دادن و تافتن دانه از قبیل تخمه و فندق و پسته و بادام و ذرت در تابه های گلی پخته یا آهنی و غیره. تخم ها و مغزها را روی آتش برشته کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). برشته کردن. بریان کردن تخمه هندوانه و انچوچ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پراگندن رایحه . ۲ - بوی بد پراگندن چس دادن ۳ - حرارت دادن و تافتن دانه از قبیل تخمه و فندق و پسته و بادام ذرت در تابه های گلی پخته یا آهنی و غیره تخم ها و مغزها را روی آتش برشته کردن .

دانشنامه عمومی

بو دادن یا تفت دادن فرآیندی است که در آن با استفاده از حرارت مستقیم و بدون استفاده از روغن و آب (به عنوان انتقال دهنده گان حرارت)، مواد غذایی خشک و پخته می شوند. بر خلاف دیگر روش های حرارت دهی و پختن خشک، بو دادن به منظور خشکاندن و پختن دانه ها (مثل گندم و شاهدانه) و مغزدانه ها (مثل پسته و تخمه) استفاده می شود. در حین بو دادن باید دانه ها را کاملاً مخلوط کرد تا حرارت به صورت یکنواخت به همه آن ها م...

گویش مازنی

برشته کردن

گویش بختیاری

1. بو دادن؛ 2. برشته کردن، حرارت دادن آرد.

مترادف و متضاد

برشته کردن

بویناک کردن

بوی بد پراکندن، بویناک بودن، بوی گند دادن، عفن بودن، گندیده بودن، متعفن‌بودن

۱. برشته کردن
۲. بویناک کردن
۳. بوی بد پراکندن، بویناک بودن، بوی گند دادن، عفن بودن، گندیده بودن، متعفنبودن

smell (فعل)حاکی بودن از، بو کردن، بو دادن، بوییدن، رایحه داشتنsinge (فعل)سوختن، داغ کردن، بطور سطحی سوختن، بو دادنscorch (فعل)سوزاندن، تاول زدن، بطور سطحی س...

کلمات مرتبط

  • قهوه بو دادن
  • ذرت بو داده
  • مثل جن بو داده
  • میان بودان
  • بوداده
  • اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
  • بودانه
  • پشت بدادن
  • ایگور بودان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات