Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوب

تلفظ بین المللی : /bˈuːb/ تلفظ :‌ [b'u:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • بؤب
  • بوب دو مو
  • بوب قمارباز
  • بوب و بوبک
  • البوب
  • در بوب
  • قرن البوباه
  • بوباستیس
  • بوبر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

بوب . (اِ) فرش و بساط خانه . (برهان ) (آنندراج ). فرش و بساط که آنرا انبوب نیز گویند. (جهانگیری ) (رشیدی ). بساط فرش . (صحاح الفرس ) (شرفنامه ٔ منیری ). فرش که آنرا انبوب نیز گویند. «بوب » در ارمنی . «بوب » پهلوی . «بوپ » فرش . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب . رودکی .|| بلغت رومی ، بوب و کوب بمعنی حصیر باشد. (آنندراج ) (انجمن آرا)....

فرهنگ عمید

هرچیز گستردنی، مانندِ فرش، بساط: شاه دیگرروز باغ آراست خوب / تخت ها بنهاد و برگسترد بوب (رودکی: ۵۳۴ ).

فرهنگ معین

(بو یا بُ ) [ په . ] ( اِ. ) فرش ، بساط خانه .

فرهنگ فارسی

فرش، بساط، هرچی گستردنی ، انبوب وپوپ
( اسم ) فرش بساط خانه .
اسب نجیب کوتاه قد درشت گوشت گشاده گام ٠

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲۷(بار)
wikialkb: ریشه_بوب

کلمات مرتبط

  • بؤب
  • بوب دو مو
  • بوب قمارباز
  • بوب و بوبک
  • البوب
  • در بوب
  • قرن البوباه
  • بوباستیس
  • بوبر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات