کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : در بوب
تلفظ بین المللی :
/dˈar bˈuːb/
تلفظ :
[d'aR b'u:b]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بوبینگن ان در رمس
بیست باب در معرفت اسطرلاب
بیست باب در معرفت تقویم
در باب
در باب تثلیث
دو رساله در باب حکومت
گفتارهایی در باب علوم جدید
اندیشه هایی در باب ماکیاولی
باب اسفنجی در حال حرکت است
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دربوب. [ دَ رَ ] ( ع ص ) ستور رام. ( ناظم الاطباء ). دروب. دربوت. و رجوع به دروب شود.
فرهنگ فارسی
ستور رام دروب دربوت
کلمات مرتبط
بوبینگن ان در رمس
بیست باب در معرفت اسطرلاب
بیست باب در معرفت تقویم
در باب
در باب تثلیث
دو رساله در باب حکومت
گفتارهایی در باب علوم جدید
اندیشه هایی در باب ماکیاولی
باب اسفنجی در حال حرکت است
نظرات