Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بوال

تلفظ بین المللی : /bevˈɑl/ تلفظ :‌ [bev'Al]
لغت نامه دهخدا
  • بوال اوگوستو پینتو
  • اگوستو بوال
  • بوالدیو فرانسوا ادریان
  • بوالو دپریو نیکلا
  • ادم بوالهوس
  • بوالهوسی
  • زن جوان بوالهوس
  • بوالبشر
  • بوالحزن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بوال .[ ب َوْ وا ] (ع ص ) کسی که بول بسیار کند. || آنکه در جامه ٔ خواب بول کند. || مبتلا به بیماری دیابیطوس . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).

بوال . [ ب ُ ] (ع اِ) علتی است که بول بسیار آرد. یقال : اخذه البوال . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از بحر الجواهر). آنکه بول باز نتواند داشت . (مهذب الاسماء). مرضی است که شاش بسیار آرد. (آنندراج...

کلمات مرتبط

  • بوال اوگوستو پینتو
  • اگوستو بوال
  • بوالدیو فرانسوا ادریان
  • بوالو دپریو نیکلا
  • ادم بوالهوس
  • بوالهوسی
  • زن جوان بوالهوس
  • بوالبشر
  • بوالحزن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات