Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوالبشر

تلفظ بین المللی : /bevˈɑlbaʃr/ تلفظ :‌ [bev'AlbaSR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بالبشرى
  • ادم ابوالبشر
  • ابوالبشر
  • بوالهرب
  • بوالکرم
  • بوالارواح
  • بوالاشبال
  • بوالاشهب
  • بوالبنات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بوالبشر. [ بُل ْ ب َ ش َ] ( اِخ ) مخفف ابوالبشر. لقب آدم صفی اﷲ : اصل شر است این حشر کزبوالبشر زاد و فسادجز فساد و شر هرگز کی بود کار حشر.ناصرخسرو.بشرح شرع محمد که سیدالبشر است همال تو کس از ابناء بوالبشر نبود.سوزنی.بوالبشر کو علم الاسمابگ است صدهزاران علمش اندر هر رگست.مولوی.چون تعلق یافت نان با بوالبشرنان مرده زنده گشت و باخبر.مولوی.رجوع به ابوالبشر شود....

فرهنگ عمید

۱. پدر آدمیان، نخستین بشر.
۲. لقب حضرت آدم.

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم خاص ) پدر آدمیان نخستین بشر ( لقب حضرت آدم ( ع ) ) : (( بوالبشر که علم الاسمابگ است صد هزاران علمش اندر هررگ است . ) ) ( مثنوی ) ۲ - ( اسم ) مطلق انسان آدمی بشر : (( چون بمردم از حواس بوالبشر حق مرا شد سمع واداراک و بصر . ) ) ( مثنوی )
مخفف ابوالبشر لقب آدم صفی الله

کلمات مرتبط

  • بالبشرى
  • ادم ابوالبشر
  • ابوالبشر
  • بوالهرب
  • بوالکرم
  • بوالارواح
  • بوالاشبال
  • بوالاشهب
  • بوالبنات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات