معانی کلمه : به رخ کشیدن
اصطلاحات
معنی ضرب المثل -> به رخ کشیدن
خود نمایی کردن، به نمایش گذاشتن، منت گذاشتن.
خود نمایی کردن، به نمایش گذاشتن، منت گذاشتن.
مترادف و متضاد
boast (فعل)
به رخ کشیدن، لاف زدن، بالیدن، خودستایی کردن، سخن اغراقامیز گفتن، رجز خواندن، قپی کردن
flauthornt (فعل)
به رخ کشیدن، بالیدن، خود نمایی کردن، جولان دادن
واژه نامه بختیاریکا
وا تیگ زِیدِن
