معانی کلمه : بنگه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بنگاه#NAME?
= بنگاه
فرهنگ معین
(بَ گَ یا گِ ) (اِ. ) = بانگه : ۱ - آواز، نعره . ۲ - کشیدن آواز.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - منزل مسکن جای باش . ۲ - جایی که نقد و جنس در آنجا نهند . ۳ - مقام مرکز مستقر . ۴ - آبادی ده ۵ - سازمان موئ سسه ۶ - انبار مخزن . ۷ - صندوق . ۸ - خیمه خرگاه. ۹ - چند اول لشکر . ۱٠ - اسباب وزیران و ارکان دولت . یا بار و بنگاه . چیزهای قابل حمل مانند چادر و خیمه و دیگر اسباب و لوازم سفر.
واژه نامه بختیاریکا
( بُنگه ) بُن گه؛ سرچشمه ی جوی
