Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلفضول

تلفظ بین المللی : /bolfˈozul/ تلفظ :‌ [bolf'ozul]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بلفضل
  • اسحاق بلفضیل
  • شاه بلول
  • بلفور
  • بلفور ترتوار دو
  • بلفور سرزمین
  • لندی بلولک
  • بلوپولسکی اریستارک
  • بافضیلت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بلفضول. [ ب ُ ف ُ ] ( اِ مرکب ) ( از:بل + فضول ) بوالفضول. ابوالفضول. صاحب فضل بسیار. بسیار فضول. پرفضول. ( فرهنگ فارسی معین ) :
بلفضولی سؤال کرد از وی
چیست این خانه شش بدست و سه پا.
سنائی.
اندرین دهر بلفضولی چند
از بر دو فذلک ترفند.
سنائی.

فرهنگ عمید

۱. بسیارفضول.
۲. بسیارگو.
۳. بیهوده گو. = بُل۲ bol

فرهنگ فارسی

( صفت ) صاحب فضل بسیار بسیار فضول پر فضول .

مترادف و متضاد

بیهوده‌گو، یاوه‌گو، هرزه‌درا

بسیار فضول، چون‌وچرا کن، چون‌وچراگر

۱. بسیار فضول، چونوچرا کن، چونوچراگر
۲. بیهودهگو، یاوهگو، هرزهدرا


کلمات مرتبط

  • بلفضل
  • اسحاق بلفضیل
  • شاه بلول
  • بلفور
  • بلفور ترتوار دو
  • بلفور سرزمین
  • لندی بلولک
  • بلوپولسکی اریستارک
  • بافضیلت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات