Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلفضل

تلفظ بین المللی : /belˈafzal/ تلفظ :‌ [bel'afzal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • وابسته بفضله و کثافت
  • بلفضول
  • بافضل
  • حسین بافضل
  • بلفضائل
  • بفضل ا
  • اسحاق بلفضیل
  • بلفلاور میزوری
  • بلفلاور کالیفرنیا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بلفضل. [ ب ُ ف َ ] ( اِخ ) صورتی است از ابوالفضل. رجوع به ابوالفضل شود.

فرهنگ فارسی

صورتی است از ابوالفضل

کلمات مرتبط

  • وابسته بفضله و کثافت
  • بلفضول
  • بافضل
  • حسین بافضل
  • بلفضائل
  • بفضل ا
  • اسحاق بلفضیل
  • بلفلاور میزوری
  • بلفلاور کالیفرنیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات