معانی کلمه : بلدرچین
فرهنگ عمید
پرنده ای با بال های کوتاه، منقار کوچک، و صدای بلند، کَرَک.
فرهنگ معین
(بَ یا بِ دَ ) ( اِ. ) نک کرک .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
پرنده کوچکی که درمزارع وبیشتردرمیان بوته های، گندم لانه میگذارد، گوشت چرب دارد
( اسم ) کرک
( اسم ) کرک
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بدبده، کرک
quail (اسم)
بدبدک، بلدرچین، وشم
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
پور؛ کوگ پور؛ کَو کَر؛ کوگ پور
