Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بشکلیدن

تلفظ بین المللی : /beʃˈeklidˌan/ تلفظ :‌ [beS'eklid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • بشلیدن
  • بشولیدن
  • بشکریدن
  • بشکولیدن
  • بسکلیدن
  • بشخلیدن
  • بشولیدنی
  • بشکفیدن
  • بشکلید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

بشکلیدن. [ ب ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص ) پشکلیدن. رخنه کردن. به انگشت و ناخن و یا بسر کارد یا تیر. یا رخنه شدن بسوزن و خار و مانند آن باشد، چنانکه اگر جامه کسی بخار درآویزد و پاره شود گویند بشکلید. ( برهان ) ( از رشیدی ) ( از جهانگیری ). و شکافتن و دریدن. ( ناظم الاطباء ). رخنه درافکندن. ( شرفنامه منیری ). مؤلف انجمن آرا پس از نقل متن برهان آرد: و مقلوب بگسلیدن بنظر می آید. ( از انجمن آرا ) ( از آنند...

فرهنگ عمید

خراش دادن چیزی با ناخن یا یک چیز نوک تیز: یاسمن لعل پوش، سوسن گوهرفروش / بر زنخ پیل گوش نقطه زد و بشکلید (کسائی: ۳۳ ).

فرهنگ معین

(بِ کَ دَ ) (مص م . ) ۱ - خراشیدن . ۲ - سوراخ کردن . ۳ - محاصره کردن .۴ - گستردن ، پهن کردن .

کلمات مرتبط

  • بشلیدن
  • بشولیدن
  • بشکریدن
  • بشکولیدن
  • بسکلیدن
  • بشخلیدن
  • بشولیدنی
  • بشکفیدن
  • بشکلید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات