کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بسته کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈasteː kˈardan/
تلفظ :
[b'aste: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بسته بندی کردن
غیر بسته ای کردن
رنگ بست کردن
بسه بخش مساوی تقسیم کردن
سگک یا چفت و بست را باز کردن
گل و بوته دار کردن
بخته کردن
خار بست کردن
خون بست کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
pack
(فعل)
بردن، توده کردن، بار کردن، قرار دادن، بسته کردن، بسته بندی کردن، بزور چپاندن
shook
(فعل)
بسته کردن
کلمات مرتبط
بسته بندی کردن
غیر بسته ای کردن
رنگ بست کردن
بسه بخش مساوی تقسیم کردن
سگک یا چفت و بست را باز کردن
گل و بوته دار کردن
بخته کردن
خار بست کردن
خون بست کردن
نظرات