بزة. [ ب ِزْ زَ ] (ع اِ) سلاح و هیئت ، یقال : هو حسن البزة. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جامه ٔ خلعت و سلاح . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). شارة. لبسه . (یادداشت بخط دهخدا).
(بِ زِ) [ په . ] ( اِ.) 1 - گناه و خطا. 2 - جرم .
(بُ زَ یا زِ) (اِ.) 1 - زمین پشته پشته و ناهموار. 2 - میوة خوشبوی .
امر زاییدن که بیشتر استعمال مجازی دارد بزا و به دنیا آور ...
اثم، خطا، خطیئه، ذنب، گناه، معصیت ≠ ثواب
۱. اثم، خطا، خطیئه، ذنب، گناه، معصیت ≠ ثواب
۲. تقصیر، جرم، جنایت
۳. حیف، جور، ستم