Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بزه کردن

تلفظ بین المللی : /bˈezeh kˈardan/ تلفظ :‌ [b'ezeh k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اقدام یا مبادرت کردن به
  • التماس کردن به
  • با اراذل و اوباش حمله کردن به
  • اشاره مختصر کردن به
  • با دقت اشاره کردن به
  • با دقت به کردن
  • اصرار کردن به
  • احترام کردن به
  • اعتناء کردن به
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بزه کردن. [ ب َ زَ / زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گناه کردن. خطا کردن. عصیان کردن :
از بزه کردنش عجب ماندند
بزه گر زین جنایتش خواندند.
نظامی.
بچه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد
بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی.
سعدی.
و رجوع به بزه شود.

فرهنگ فارسی

گناه کردن خطا کردن .

کلمات مرتبط

  • اقدام یا مبادرت کردن به
  • التماس کردن به
  • با اراذل و اوباش حمله کردن به
  • اشاره مختصر کردن به
  • با دقت اشاره کردن به
  • با دقت به کردن
  • اصرار کردن به
  • احترام کردن به
  • اعتناء کردن به
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات