Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بزغم

تلفظ بین المللی : /bˈazq1am/ تلفظ :‌ [b'azq1am]
لغت نامه دهخدا
  • بزغمه
  • گوشت بزغاله شیری
  • بزغان
  • بزغش ظهیرالدین عبدالرحمان
  • بزغش نجیب الدین علی
  • بزم ارای
  • بزم اور محمد
  • بزم خاقان
  • بزم و رزم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بزغم. [ ب َ غ َ ] ( اِ ) یک علف خارداری است که شیره آنرا عقاقیا گویند. ( شرفنامه از فرهنگ شعوری ).

کلمات مرتبط

  • بزغمه
  • گوشت بزغاله شیری
  • بزغان
  • بزغش ظهیرالدین عبدالرحمان
  • بزغش نجیب الدین علی
  • بزم ارای
  • بزم اور محمد
  • بزم خاقان
  • بزم و رزم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات