معانی کلمه : بزغان
لغت نامه دهخدا
بزغان. [ ب ُ ] ( اِخ ) مرکز دهستان تحت جلگه بخش فدیشه شهرستان نیشابور. سکنه 431 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت وراه آن مالرو است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9 ).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:فیروزه، شهر
wikijoo: بزغان
