Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بزغان

تلفظ بین المللی : /bˈazq1ɑn/ تلفظ :‌ [b'azq1An]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی
  • قنات بزغان
  • چاه بزغانی
  • ام کلثوم برغانی
  • سر بزانو نشستن
  • شاخ بزیان
  • برغان
  • برغان رودخانه
  • برغانی سید مرتضی
  • بزانتی
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی

لغت نامه دهخدا

بزغان. [ ب ُ ] ( اِخ ) مرکز دهستان تحت جلگه بخش فدیشه شهرستان نیشابور. سکنه 431 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت وراه آن مالرو است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9 ).

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:فیروزه، شهر
wikijoo: بزغان

کلمات مرتبط

  • قنات بزغان
  • چاه بزغانی
  • ام کلثوم برغانی
  • سر بزانو نشستن
  • شاخ بزیان
  • برغان
  • برغان رودخانه
  • برغانی سید مرتضی
  • بزانتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات