Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سر بزانو نشستن

تلفظ بین المللی : /sˈar bezˈɑnuː neʃˈastan/ تلفظ :‌ [s'aR bez'Anu: neS'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سر بزان
  • بابو سر
  • ماهیچه سه سر بازو
  • سر
  • سُر
  • سُرّ
  • سَرّ
  • سِرّ
  • سرِ نُت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سر بزانو نشستن. [ س َ ب ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از مراقبه کردن. ( آنندراج ) ( رشیدی ). مراقبه کردن. ( مجموعه مترادفات ص 327 ). متأمل شدن. ( آنندراج ). به اندیشه فرورفتن. || متألم و غمگین نشستن. ( رشیدی ).

فرهنگ فارسی

کنایه از مراقبه کردن یا متالم و غمگین نشستن . یا پر زور غالب خودخواه .

کلمات مرتبط

  • سر بزان
  • بابو سر
  • ماهیچه سه سر بازو
  • سر
  • سُر
  • سُرّ
  • سَرّ
  • سِرّ
  • سرِ نُت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات