معانی کلمه : بزازی
لغت نامه دهخدا
دعوی همی کنند به بزازی
هر ناکسی و عاجز و عریانی .
|| (ص نسبی ) منسوب به بزاز. (ناظم الاطباء). || (اِ) دکان و مغازه ٔ بزاز. پارچه فروشی . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص . ) پارچه - فروشی . ۲ - ( اِ. ) دکان پارچه فروشی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱- عمل و شغل بزاز ۲- ( اسم ) دکان و مغاز. بزاز پارچه فروش .
محمد بن شهاب بن یوسف الکردری البر یقینی الخوارزمی فقیهی حنفی است .
محمد بن شهاب بن یوسف الکردری البر یقینی الخوارزمی فقیهی حنفی است .
مترادف و متضاد
مغازه پارچهفروشی
پارچهفروشی، شغلپارچهفروش
۱. پارچهفروشی، شغلپارچهفروش
۲. مغازه پارچهفروشی
