Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بریجن

تلفظ بین المللی : /berˈidʒan/ تلفظ :‌ [beR'idZan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • بریجند
  • بریجُنَّن بریجنیدن
  • شهرستان بریجند
  • شهرستان مستقل بریجند
  • رنگ بریدن
  • ره بریدن
  • زبان بریدن
  • زخم بریان
  • سایه بریدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

بریجن. [ ب َ ج َ ] ( اِ ) تنوری که در آن کماج و نان سنگک پزند و به عربی فُرن گویند. ( از برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به برزن و بریزن شود. || تابه ای که از گل سازند و بر زبر آن نان پزند. ( از آنندراج ). بَریزَن. برزن.

فرهنگ عمید

۱. تنور.
۲. اجاق.
۳. فر.
۴. تابۀ گلی یا سفالی که روی آن نان می پزند.

فرهنگ معین

(بِ جَ ) (اِ. ) = بریزن . برزن : تابة گلین یا سفالین که روی آن نان پزند، اجاق ، تنور.

کلمات مرتبط

  • بریجند
  • بریجُنَّن بریجنیدن
  • شهرستان بریجند
  • شهرستان مستقل بریجند
  • رنگ بریدن
  • ره بریدن
  • زبان بریدن
  • زخم بریان
  • سایه بریدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات