Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برهنه گشتن

تلفظ بین المللی : /berˈahneː ɡˈaʃtan/ تلفظ :‌ [beR'ahne: g'aStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عاقل تا پی پل می گشت دیوانه پا برهنه از اب گذشت
  • برهنه
  • برهنه شدن
  • برهنه سازی
  • برهنه کردن
  • برهنه ساقیان
  • برهنه سر
  • برهنه و خوشحال
  • برهنه ساختن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

برهنه گشتن. [ ب ِ رَ ن َ / ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) برهنه شدن. برهنه گردیدن. لخت شدن :
ناموخت خدای ما مر آدم را
چون عورو برهنه گشت جز کَاسما.
ناصرخسرو.
و رجوع به برهنه شدن و برهنه گردیدن شود.

فرهنگ فارسی

برهنه شدن برهنه گردیدن .

کلمات مرتبط

  • عاقل تا پی پل می گشت دیوانه پا برهنه از اب گذشت
  • برهنه
  • برهنه شدن
  • برهنه سازی
  • برهنه کردن
  • برهنه ساقیان
  • برهنه سر
  • برهنه و خوشحال
  • برهنه ساختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات