کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برقراری | کلماتور
معانی کلمه : برقراری
تلفظ بین المللی :
/barq1arˈɑri/
تلفظ :
[baRq1aR'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برقراری برخوانی
برقراری تماس
برقراری کلید
برقراری پیوندهای الهی
فرمان اجرایی برقراری وضعیت اضطراری ملی در مورد ایران
ارتباط برقرار کردن
برقرار
برقرار داشتن
برقرار شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
برقراری. [ ب َ ق َ] ( حامص مرکب ) استقرار: پس از برقراری اصول دمکراسی. || ( ص نسبی ) منصوب شده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
استقرار یا منصوب شده .
مترادف و متضاد
establishment
(اسم)
بناء، بنگاه، استقرار، سازمان، تشکیل، تاسیس، برقراری، برپایی، موسسه، دسته کارکنان
کلمات مرتبط
برقراری برخوانی
برقراری تماس
برقراری کلید
برقراری پیوندهای الهی
فرمان اجرایی برقراری وضعیت اضطراری ملی در مورد ایران
ارتباط برقرار کردن
برقرار
برقرار داشتن
برقرار شدن
نظرات