کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : برق انداختن
تلفظ بین المللی :
/bˈarq1 andˈɑxtan/
تلفظ :
[b'aRq1 and'Axtan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انداختن بر زیر بالا
بنیاد بر انداختن
بر آب انداختن
بر اب انداختن
بر خاک انداختن
گره بر ابرو انداختن
سپر بر آب انداختن
خیمه بر سر انداختن
رای برانداختن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
gloss (فعل)صیقل دادن، برق انداختن، تفسیر کردن، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر، خوش نما کردنcalender (فعل)مهره کشیدن، برق انداختنsimonize (فعل)برق انداختن، واکس زدن...
کلمات مرتبط
انداختن بر زیر بالا
بنیاد بر انداختن
بر آب انداختن
بر اب انداختن
بر خاک انداختن
گره بر ابرو انداختن
سپر بر آب انداختن
خیمه بر سر انداختن
رای برانداختن
نظرات