معنی کلمه : برسخته
لغت نامه دهخدا
برسخته. [ ب َ س َ / س ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) سنجیده :
از آهو سخن پاک و پردخته گوی
ترازو خرد ساز و برسخته گوی.سخنهای برسخته بر بانگ ساز
تو گویی و او گوید از چنگ باز.
از آهو سخن پاک و پردخته گوی
ترازو خرد ساز و برسخته گوی.سخنهای برسخته بر بانگ ساز
تو گویی و او گوید از چنگ باز.
