Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برخاستن

تلفظ بین المللی : /barxˈɑstan/ تلفظ :‌ [baRx'Astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • برخاستن از چیزی
  • برخاستن هنگام شنیدن لقب قائم
  • رستخیز برخاستن
  • رنگ برخاستن
  • غریو برخاستن
  • فغان برخاستن
  • گرد برخاستن
  • از خواب برخاستن
  • دود برخاستن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

برخاستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) برخیزیدن. خاستن. ایستادن. بلند شدن. برپا ایستادن. بپا شدن. پا شدن. برپا شدن. متصاعد شدن. قیام. قیام کردن. قوم. قومة. قامة. مقابل نشستن. مقابل قعود. نهض. نهوض. انتهاض. ( منتهی الارب ). استنهاض. نهضت : رأس العین شهری است خرم و اندر وی چشمه هاست بسیار و از آن چشمه ها پنج رود برخیزد و به یکجای گرد شود، آن را خابورخوانند. ( حدودالعالم ). رسول برخاست و نامه در خریطه دیب...

فرهنگ عمید

۱. برپا شدن، به پا ایستادن، بلند شدن.
۲. از خواب بیدار شدن.
۳. [مجاز] پدید آمدن، به وجود آمدن.
۴. به گوش رسیدن صدا: صدایی برخاست.
۵. رخ دادن، اتفاق افتادن: دعوایی میان آن دو برخاست.
۶. اقدام کردن، آغاز کردن به کاری.
۷. [مجاز] به ظهور رسیدن، پیدا شدن: دو نابغه از این شهر برخاسته است.
۸. [قدیمی، مجاز] طغیان کردن، شورش کردن.

فرهنگ معین

(بَ تَ ) (مص ل . ) ۱ - ایستادن . ۲ - بیدار شدن . ۳ - طلوع کردن . ۴ - از میان رفتن .

فرهنگ فارسی

برپاشدن، بپاایستادن، بلندشدن، برپا
( مصدر ) ۱- برپا شدن ایستادن مقابل نشستن . ۲- بیدار شدن . ۳- روییدن نمو کردن . ۴- طلوع کردن بر آمدن . ۵- طغیان کردن عصیان کردن .

گویش اصفهانی

تکیه ای: ârehesti
طاری: ârossây(mun)
طامه ای: beland boɂan
طرقی: orsâymun
کشه ای: ârsâymun
نطنزی: ârossâɂan

مترادف و متضاد

بیدار شدن

متصاعد شدن

بردمیدن، سر زدن

برآمدن، طلوع کردن

پیش آمدن، اتفاق افتادن

پدیدآمدن، آغاز شدن، در گرفتن

ایستادن، به‌پاخاستن، برپا شدن، بلند شدن

شوریدن، شورش کردن، طغیان کردن، عصیان کردن، قیام کردن

۱. ایستادن، بهپاخاستن، برپا شدن، بلند شدن ۲. بیدار شدن ۳. بردمیدن، سر زدن ۴. برآمدن، طلوع کردن ۵. شوریدن، شورش کردن، طغیان کردن، عصیان کردن، قیام کردن ۶...

کلمات مرتبط

  • برخاستن از چیزی
  • برخاستن هنگام شنیدن لقب قائم
  • رستخیز برخاستن
  • رنگ برخاستن
  • غریو برخاستن
  • فغان برخاستن
  • گرد برخاستن
  • از خواب برخاستن
  • دود برخاستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات