Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدکرداری

تلفظ بین المللی : /bˌadkerdˈɑri/ تلفظ :‌ [b,adkeRd'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بدکردار
  • فیلسوفان بدکردار
  • راست روده بَرداری
  • راه برداری
  • رهبندی سنج بُرداری
  • رژیم بارداری
  • ریه برداری
  • زیرواره بَرداری
  • زهدان بَرداری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بدکرداری. [ ب َ ک ِ ] ( حامص مرکب ) بدفعلی. ( ناظم الاطباء ). بدکاری. بدکنشی. بدفعلی. بدفعالی : سرمایه غرض بدکرداری و خیانت را سازد. ( کلیله ودمنه ). کسی بر بدکرداری سود نکند. ( تاریخ گزیده ).

فرهنگ عمید

بدکاری، بدکنشی.

فرهنگ فارسی

بد کاری بد کنشی بد عملی بد فعلی بد فعالی مقابل نیک کرداری.

مترادف و متضاد

depravity (اسم)هرزگی، فساد، تباهی، شرارت، بدکرداری، بدکارگیmisdeed (اسم)گناه، جرم، بزه، بدکرداری، خلاف، بد رفتاری، سوء عملmalfeasance (اسم)بدکاری، شرارت، بدکرداری، کار خلاف قانون...

کلمات مرتبط

  • بدکردار
  • فیلسوفان بدکردار
  • راست روده بَرداری
  • راه برداری
  • رهبندی سنج بُرداری
  • رژیم بارداری
  • ریه برداری
  • زیرواره بَرداری
  • زهدان بَرداری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات