Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بدسازه

تلفظ بین المللی : /bedasˈɑzeː/ تلفظ :‌ [bedas'Aze:]
لغت نامه دهخدا
  • کاشتینۀ برسازه ای
  • متخصص بَرسازه های دندانی
  • بدساز
  • برسازه
  • برسازه گذاری
  • تخصص برسازه های دندانی
  • متخصص برسازه های دندانی
  • احمد نباشه یار من الله بسازه کار من
  • صد تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بدسازه . [ ب َ زَ / زِ ] (ص مرکب ) بدرفتار. بدسلوک . ناسازگار. (یادداشت مؤلف ) :
فربه کردی تو کون ایا بدسازه
چون دنبه ٔ گوسفند در شب غازه .

عماره .


و رجوع به بدساز شود.

کلمات مرتبط

  • کاشتینۀ برسازه ای
  • متخصص بَرسازه های دندانی
  • بدساز
  • برسازه
  • برسازه گذاری
  • تخصص برسازه های دندانی
  • متخصص برسازه های دندانی
  • احمد نباشه یار من الله بسازه کار من
  • صد تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات