Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدساخت

تلفظ بین المللی : /bˈadsɑxt/ تلفظ :‌ [b'adsAxt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بدساختگی
  • مواد برساختی
  • زودشکن و بد ساخت
  • بداختر
  • برساخت گرایی
  • برساختن
  • برساخته
  • پدیدار برساختی
  • برهان برساختی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بدساخت. [ ب َ ] ( ص مرکب / ن مف مرکب ) بد ساخته شده. نیکو ساخته نشده. بدساز. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

بدساخته، بدساخته شده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بد ساخته شده بد ساز مقابل خوش ساخت .

مترادف و متضاد

shoddy (صفت)
پست، جازده، جنس بنجل، بدساخت، کالای تقلبی

کلمات مرتبط

  • بدساختگی
  • مواد برساختی
  • زودشکن و بد ساخت
  • بداختر
  • برساخت گرایی
  • برساختن
  • برساخته
  • پدیدار برساختی
  • برهان برساختی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات