Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدخواهی

تلفظ بین المللی : /bedaxvˈɑhi/ تلفظ :‌ [bedaxv'Ahi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بدخواهی کردن
  • از روی بدخواهی
  • از روی بدخواهی و شرارت
  • بادخواهی
  • بدخوانی
  • بدخواه
  • بخواهی
  • دل بخواهی
  • بدخوابی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بدخواهی. [ ب َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حسد. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ). حسادت. حسیدت. ( یادداشت مؤلف ). بداندیشی :
نبینم ببدخواهی اندر کسی
که من نیز بدخواه دارم بسی.
نظامی.
|| دشمنی. کینه ورزی.

فرهنگ عمید

بدخواه بودن، عمل بدخواه.

فرهنگ فارسی

عمل بد خواه

مترادف و متضاد

حسدورزی، رشکینی

بداندیشی، بدکرداری، ≠ نیک‌خواهی، خیرخواهی

۱. بداندیشی، بدکرداری،
۲. حسدورزی، رشکینی ≠ نیکخواهی، خیرخواهی
۳. خباثت، خبث
۴. بدجنسی، بدنهادی
۵. غرضورزی

malice (اسم)نفرت، بدجنسی، عمد، عناد، خبی، بدخواهی، کینه توزی، بداندیشی، قصد سوءmalignancy (اسم)بدجنسی، بدخواهیrancor (اسم)عداوت، کینه، بدخواهی، خصومت دیرینspite (اسم)کینه، بدخواهی، غرض، لج، بغض...

کلمات مرتبط

  • بدخواهی کردن
  • از روی بدخواهی
  • از روی بدخواهی و شرارت
  • بادخواهی
  • بدخوانی
  • بدخواه
  • بخواهی
  • دل بخواهی
  • بدخوابی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات