Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدخوابی

تلفظ بین المللی : /bedaxvˈɑbi/ تلفظ :‌ [bedaxv'Abi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • بدخوانی
  • از روی بدخواهی
  • از روی بدخواهی و شرارت
  • بدخواهی کردن
  • مرض بیخوابی
  • بدخواهی
  • بخوابی
  • بخوابید
  • بخوابیم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

بدخوابی. [ ب َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) بدخواب شدن. مقابل خوشخوابی : غذای بیش از حد ضرورت موجب بدخوابیست. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بد خواب شدن مقابل خوشخوابی .

دانشنامه عمومی

بدخوابی یا دیس سومنیا (Dyssomnia) دسته ای از اختلالات خواب است که در آن اختلال در به خواب رفتن یا در تداوم خواب وجود دارد.
ویکی پدیای انگلیسی
خواب پریشی (پاراسومنیا)
wiki: بدخوابی

کلمات مرتبط

  • بدخوانی
  • از روی بدخواهی
  • از روی بدخواهی و شرارت
  • بدخواهی کردن
  • مرض بیخوابی
  • بدخواهی
  • بخوابی
  • بخوابید
  • بخوابیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات