Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بدارقه

تلفظ بین المللی : /bedˈɑreq1ˌeː/ تلفظ :‌ [bed'AReq1,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بارقه دار
  • بدرقه کردن
  • مشروبی که بدرقه نوشابه ای باشد
  • آستر بدرقه
  • بدرقه
  • استر بدرقه
  • بطارقه
  • بارقه
  • بَدَرْقَه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بدارقه. [ ب َ رِ ق َ ] ( ع اِ ) ظاهراً از بدرقه ( بدرقة ) گرفته شده که گویا مسافران و کاروانیان را بدرقه می کرده و از حکومت مشاهره می گرفته اند: ذکر مال عمال و اهل نزول در نواحی قم ، دراصل از برای اصحاب سیارات و بدارقه به قم قسمتی کرده اند. ( تاریخ قم ص 165 ). و برزیگران و اربابان را، به مشاهره و پایمزد بدارقه ، و قسمتهایی الزام و تکلیف نمی کردند. ( تاریخ قم ص 186 ). و رجوع به بدرقه شود....

فرهنگ فارسی

ظاهرا از بدرقه گرفته شده که گویا مسافران و کاروانیان را بدرقه می کرده و از حکومت مشاهرخ می گرفته اند .

کلمات مرتبط

  • بارقه دار
  • بدرقه کردن
  • مشروبی که بدرقه نوشابه ای باشد
  • آستر بدرقه
  • بدرقه
  • استر بدرقه
  • بطارقه
  • بارقه
  • بَدَرْقَه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات