Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بخشاییدن

تلفظ بین المللی : /bˌaxʃɑˈidan/ تلفظ :‌ [b,axSA'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بخشانیدن
  • بخشایدن
  • بخشاییده
  • بشخاییدن
  • روان بخشیدن
  • روایی بخشیدن
  • روح بخشیدن
  • روشنایی بخشیدن
  • سود بخشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بخشاییدن. [ ب َ دَ ] ( مص ) رحم کردن. جوانمردی کردن. تفضل کردن. ( ناظم الاطباء ). رحمت آوردن. رحم کردن. ترحم کردن. عفو کردن. ( از یادداشتهای مؤلف ) : ببخشای بر نوجوانی من بدین بازوی خسروانی من.فردوسی.ز مردی ببخشای بر جان خویش که هرگزْت ناید چنین کار پیش.فردوسی.همی بگسلد زآرزو جان اوی ببخشای بر چشم گریان اوی.فردوسی.مرا نیست این خرم آن را که هست ببخشای بر مردم تنگدست.فردوسی.بر همه گیتی او را بگمارو...

فرهنگ عمید

بخشودن#NAME?

= بخشودن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( بخشایید بخشاید خواهد بخشایید ببخشا ( ی ) بخشاینده بخشاییده ) .

کلمات مرتبط

  • بخشانیدن
  • بخشایدن
  • بخشاییده
  • بشخاییدن
  • روان بخشیدن
  • روایی بخشیدن
  • روح بخشیدن
  • روشنایی بخشیدن
  • سود بخشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات