بخشاییدن. [ ب َ دَ ] ( مص ) رحم کردن. جوانمردی کردن. تفضل کردن. ( ناظم الاطباء ). رحمت آوردن. رحم کردن. ترحم کردن. عفو کردن. ( از یادداشتهای مؤلف ) : ببخشای بر نوجوانی من بدین بازوی خسروانی من.فردوسی.ز مردی ببخشای بر جان خویش که هرگزْت ناید چنین کار پیش.فردوسی.همی بگسلد زآرزو جان اوی ببخشای بر چشم گریان اوی.فردوسی.مرا نیست این خرم آن را که هست ببخشای بر مردم تنگدست.فردوسی.بر همه گیتی او را بگمارو...
فرهنگ عمید
بخشودن#NAME?
= بخشودن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( بخشایید بخشاید خواهد بخشایید ببخشا ( ی ) بخشاینده بخشاییده ) .