Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بجم

تلفظ بین المللی : /bˈadʒm/ تلفظ :‌ [b'adZm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • بِجُم
  • دجم بجم
  • میل شدید زن بجماع
  • بجمبیین
  • بجمسن
  • حسین آباد بجمعه
  • حسین اباد بجمعه
  • بجماط
  • بجمزا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بجم . [ ب َ ] (ع مص ) خاموش ماندن از عجز بیان یا از ترس و بیم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بجوم . تبجیم . || درنگ نمودن . || منقبض گردیدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

بجم . [ ب َ ج َ ] (اِ) در فرهنگ شعوری (ج 1 ورق 177)این کلمه با این ضبط آمده است بمعنی انتظام حال و کار و شعری از شاکر بخاری بشاهد نقل شده اما کلمه «ب + چم » است و چم معنی رونق ...

فرهنگ عمید

ثمر درخت گز، میوۀ گز، گزمازک.

فرهنگ فارسی

( اسم ) میو. درخت گز گز مازگ ثمره الطرفائ .
بجوم تبجیم .

گویش مازنی

۱بجنب – تکان بخور ۲ عجله کن

/bajem/ بجنب – تکان بخور - عجله کن

کلمات مرتبط

  • بِجُم
  • دجم بجم
  • میل شدید زن بجماع
  • بجمبیین
  • بجمسن
  • حسین آباد بجمعه
  • حسین اباد بجمعه
  • بجماط
  • بجمزا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات