Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بجمزا

تلفظ بین المللی : /bedʒamzˈɑ/ تلفظ :‌ [bedZamz'A]
لغت نامه دهخدا
  • بمزایده گذاشتن
  • بومزاد، بومزاد
  • میل شدید زن بجماع
  • بجماط
  • بدمزاج
  • بدمزاجی
  • قنات بامزان
  • قنات پایین بجگزاری
  • راست بازار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بجمزا. [ ب َ ج ِ ] ( اِخ ) قریه ای است در راه خراسان. جنگ المقتفی لامراﷲ و کون خرو مسعود البلال که از ملازمان سلطان محمدبن محمود بود در سنه 549 هَ. ق. در این قریه اتفاق افتاد و بعضی آن را بکمزا گفته اند. ( از مرآت البلدان ج 1 ص 163 ) ( از معجم البلدان ).

کلمات مرتبط

  • بمزایده گذاشتن
  • بومزاد، بومزاد
  • میل شدید زن بجماع
  • بجماط
  • بدمزاج
  • بدمزاجی
  • قنات بامزان
  • قنات پایین بجگزاری
  • راست بازار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات