بت آرای . [ ب ُ ] (نف مرکب ) بت تراش . پیکرآرای . آرایش دهنده و زینت کننده ٔبت . که بت تراشد. بت ساز. پردازنده ٔ بت : یکی جشنگاه است از ایدر نه دورکه سازد پدرْم اندران بیشه سورکه دارند فرخ مر آن جای رانشانند آنجا بت آرای رابود تا در آن بیشه فرسنگ بیست که پیش بت آید بباید گریست . فردوسی .فرستاد یکسر سوی طیسفون بت آرای چینی به پیش اندرون . فردوسی .منات و لات و عزی درمکه سه بت بودندز دستبرد بت آرای آ...