Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بباد دادن

تلفظ بین المللی : /bebˈɑd dˈɑdan/ تلفظ :‌ [beb'Ad d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کاه کهنه بباد دادن
  • شکم دادن و باد کردن
  • بر باد دادن
  • برباد دادن
  • باد دادن
  • اوای بیرون دادن باد معده
  • ابرو برای کسی نگذاشتن یا ابروی کسی را ریختن یا به باد دادن
  • چیزی را به یا بر باد دادن
  • کاه پارینه به باد دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بباد دادن. [ ب ِ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: بَ + باد + دادن ) در معرض باد قراردادن چیزی که باد آن را ببرد، چنانکه خرمن کوفته رابباد دهند تا باد کاه را ببرد و دانه بماند. || کنایه از اسراف و تبذیر. بیهوده خرج کردن. به ناجایگاه بخشیدن و یا از کف دادن مال و سرمایه و امثال آن. نیست و نابود کردن. ( آنندراج ). فنا کردن. ضایع کردن. به هرزه و بیهوده و عبث صرف کردن. مالی به اسراف یا بتبذیر یا بی ضرورتی صرف کرد...

فرهنگ فارسی

در معرض باد قرار دادن کنایه از اسراف و تبذیر

کلمات مرتبط

  • کاه کهنه بباد دادن
  • شکم دادن و باد کردن
  • بر باد دادن
  • برباد دادن
  • باد دادن
  • اوای بیرون دادن باد معده
  • ابرو برای کسی نگذاشتن یا ابروی کسی را ریختن یا به باد دادن
  • چیزی را به یا بر باد دادن
  • کاه پارینه به باد دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات